قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1233

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و هيجدهم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال فتنهء مرو بود . تفصيل اين قضيّه آنكه سابقا قلمى شد كه نصر سيّار از جهت نزاعى كه ميانهء او و جديع كرمانى به هم رسيده بود حارث بن سريج « 1 » را از ماوراء النهر به مدد خود طلبيده بود . چون حارث به خراسان رسيد نصر سيار هر روز پنجاه دينار جهت اخراجات او مقرّر فرموده گفت : امارت هر موضعى از خراسان كه تو اختيار كنى به تو مىدهم . جواب داد : از دنيا و لذّات او گذشته‌ام و به غير از عمل به كتاب خدا و سنّت رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، هيچ آرزويى ندارم . اگر تو در اين امر با من موافقت كنى مساعدت و متابعت تو مىنمايم ، و الّا با آن كس باشم كه به قرآن و حديث عمل مىكند . و به جديع كرمانى نيز همين پيغام فرستاد . و چون حارث مىخواست كه مروان حمار را خلع نموده ( مهم خلافت را به شورى حواله نمايد و نصر با او در اين معنى موافقت نمىورزيد ميانهء ايشان به مقابله و مقاتله انجاميد و حارث مغلوب شده ) « 2 » بعد از انهزام به جديع پيوست ، و چهار روز با نصر جنگ كردند . نصر عاجز شده از مرو بيرون رفت . جديع به شهر درآمده فرمود تا ندا كردند كه هيچ كس را زحمت و تشويشى نرسانند ، امّا فرمود تا عمارت قصر و اتباع او را خراب سازند . حارث به او پيغام داد كه : مقاتله با مروان به آن جهت مىكرديم كه عمل ايشان موافق كتاب خدا و سنّت رسول اللّه نبود . و اكنون چه واقع است كه از مردم ما همان واقع مىشود ؟

--> ( 1 ) . وى همان كسى است كه خود را صاحب « پرچمهاى سياه » يعنى مژده دهندهء حكومت بنى عباس ، مىدانست . در طخارستان به دعوى خلافت سر برآورد و به نشانهء بشارت ظهور مهدى علم سياه آشكار كرد . نصر سيّار وى را در همين سال در مرو دستگير كرد و به قتل رسانيد . ( 2 ) . ش : مطلب بين ( ) را ندارد .